<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>مرثیه سرا</title>
    <subtitle></subtitle>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com"/>
    <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com</id>
    <updated>2012-05-18T09:34:15+01:00</updated>
    <generator>mihanblog.com</generator>
<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/atom" />
    <entry>
        <title>تصویر بنر</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/51"/>
        <published>2012-05-12T11:32:07+01:00</published>
        <updated>2012-05-12T11:32:07+01:00</updated>
        <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com/post/51</id>
        <author>
            <name>آرش  عبدی</name>
        </author>
        <content type="html" xml:base="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/51"><![CDATA[<IMG style="WIDTH: 424px; HEIGHT: 295px" height=519 alt="" hspace=0 src="http://up.vatandownload.com/images/suve5k2f8nx2iw7t25bh.jpg" width=747 align=baseline border=0>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>پنجره فولاد</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/49"/>
        <published>2012-01-22T05:13:04+01:00</published>
        <updated>2012-01-22T05:13:04+01:00</updated>
        <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com/post/49</id>
        <author>
            <name>آرش  عبدی</name>
        </author>
        <summary>





آرزویم حضور در حرمت.....

با هزاران حرف ناگفته

می آیم و نجواهایم را به پنجره فولادت می سپارم.....

یا امام رضا


</summary>
        <content type="html" xml:base="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/49"><![CDATA[


<div id="postbody"><p style="text-align: center;" align="center"><a href="http://rezacity.blogfa.com/"><img style="width: 453px; height: 297px;" alt="پنجره فولاد امام رضا (ع)" src="http://alaviyoon.persiangig.com/Blog/imam%20Reza%20%282%29.jpg" border="0" hspace="0"></a></p></div><br>
<font size="3"><br>
<br>
آرزویم حضور در حرمت.....<br>
<br>
با هزاران حرف ناگفته<br>
<br>
می آیم و نجواهایم را به پنجره فولادت می سپارم.....<br>
<br>
<font size="7"><span style="color: rgb(51, 204, 0); font-weight: bold; font-family: verdana,arial,helvetica,sans-serif;">یا امام رضا</span></font></font>


]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>صلح امام حسن(ع) و علتهای آن</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/50"/>
        <published>2012-01-21T05:34:37+01:00</published>
        <updated>2012-01-21T05:34:37+01:00</updated>
        <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com/post/50</id>
        <author>
            <name>آرش  عبدی</name>
        </author>
        <summary>با توضیحى كه در این مطلب
خواهد آمد و با توجه به آنچه گفته شد، براى امام حسن(ع) راهى جز پذیرفتن صلح و
 كناره‏گیرى از حكومت‏باقى نماند، و به همین جهت ‏با شرایطى كه در ذیل 
خواهید خواند، امام حسن(ع)پیشنهاد صلح را پذیرفت، و براى مدتى محدود حكومت 
را به معاویه واگذار فرمود. با
 دقت در مواد صلح نامه براى هر خواننده به وضوح مشخص مى‏شود كه امام(ع)در این 
قرارداد هیچ گونه امتیازى به معاویه نداد...و حكومت او را به عنوان خلافت و
 زمامدارى بر مسلمانان به رسمیت نشناخته...، بلكه خلافت را حق مسلم خود 
</summary>
        <content type="html" xml:base="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/50"><![CDATA[<p class="allpage" align="justify"><font size="2">با توضیحى كه در این مطلب
خواهد آمد و با توجه به آنچه گفته شد، براى امام حسن(ع) راهى جز پذیرفتن صلح و
 كناره‏گیرى از حكومت‏باقى نماند، و به همین جهت ‏با شرایطى كه در ذیل 
خواهید خواند، امام حسن(ع)پیشنهاد صلح را پذیرفت، و براى مدتى محدود حكومت 
را به معاویه واگذار فرمود. </font></p><p class="allpage" align="justify"><font size="2">با
 دقت در مواد صلح نامه براى هر خواننده به وضوح مشخص مى‏شود كه امام(ع)در این 
قرارداد هیچ گونه امتیازى به معاویه نداد...و حكومت او را به عنوان خلافت و
 زمامدارى بر مسلمانان به رسمیت نشناخته...، بلكه خلافت را حق مسلم خود 
دانسته، و بطلان ادعاى معاویه را در این باره به اثبات رسانده... </font></p><h3 class="allpage" align="justify"><font size="2">متن قرارداد و مواد صلحنامه </font></h3><p class="allpage" align="justify"><font size="2">مخفى
 نماند كه روایت كاملى كه شامل تمامى مواد قرارداد و صلحنامه باشد ظاهرا به
 دست نیامده، و آنچه نقل شده و به طور پراكنده و مختلف در كتابها و روایات 
آمده، جمعا از پنج‏یا شش ماده تجاوز نمى‏كند...و بلكه در پاره‏اى از روایات
 مانند روایت طبرى آمده كه معاویه كاغذ سفیدى را مهر و امضا كرد و براى 
امام(ع)فرستاد و نوشت هر چه مى‏خواهى در آن بنویس كه مورد قبول من قرار 
خواهد گرفت<sup> </sup>... </font></p><p class="allpage" align="justify"><font size="2">اما در روایات دیگر به طور پراكنده موادى از قرارداد و صلحنامه ذكر شده كه از آن جمله است: </font></p><p class="allpage" align="justify"><font size="2">1.حكومت‏به معاویه واگذار مى‏شود بدین شرط كه به كتاب خدا و سنت پیغمبر<sup> </sup>(ص)و سیره خلفاى شایسته عمل كند.<sup> <br></sup></font></p><p class="allpage" align="justify"><font size="2">2.پس از معاویه حكومت متعلق به حسن(ع) است<sup> </sup>و اگر براى او حادثه‏اى پیش آمد، متعلق به حسین<sup> </sup>(ع)و معاویه حق ندارد كسى را به جانشینى خود انتخاب كند. </font></p><p class="allpage" align="justify"><font size="2">3.معاویه باید ناسزا به امیر المؤمنین و لعنت‏بر او را در نمازها ترك كند<sup> </sup>و على (ع)را جز به نیكى یاد ننماید.<sup> </sup>.مردم
 در هر گوشه از زمینهاى خدا-شام یا عراق یا یمن و یا حجاز-باید در امن و 
امان باشند و سیاه‏پوست و سرخ‏پوست از امنیت‏ برخوردار باشند، و معاویه باید
 لغزشهاى آنان را نادیده بگیرد و هیچ كس را بر خطاهاى گذشته‏اش مؤاخذه 
نكند، و مردم عراق را به كینه‏هاى گذشته نگیرد<sup> </sup>.اصحاب على(ع) 
در هر نقطه‏اى كه هستند در امن و امان باشند، و كسى از شیعیان على (ع)مورد 
آزار واقع نشوند، و یاران على (ع) بر جان و مال و ناموس و فرزندانشان بیمناك 
نباشند، و كسى ایشان را تعقیب نكند و صدمه‏اى بر آنان وارد نسازد و حق هر 
حقدارى بدو برسد و هر آنچه در دست اصحاب على (ع) است از آنان بازگرفته نشود.<sup> </sup>به
 قصد جان حسن بن على و برادرش حسین و هیچ یك از اهل بیت رسول 
خدا(ص) توطئه‏اى در نهان و آشكار نشود، و در هیچ یك از سرزمینهاى اسلام، 
ارعاب و تهدیدى نسبت‏به آنان انجام نگیرد.</font></p><p class="allpage" align="justify"><font size="2">5.معاویه نه حق دارد خود را امیر المؤمنین بنامد، و نه اینكه شهادتى نزد حسن بن على اقامه كند...<sup>&nbsp;&nbsp;</sup><sup> <br></sup></font></p><p class="allpage" align="justify"><font size="2">به هر صورت از ابن قتیبه نقل شده است كه در پایان قرارداد، 
عبد الله بن عامر-فرستاده معاویه-قیود و شروط حسن(ع)را به همان صورتى كه آن
 حضرت بدو گفته بود براى معاویه نوشت و فرستاد، و معاویه همه آنها را به خط
 خود در ورقه‏اى نوشت و مهر كرد، و پیمانهاى مؤكد و سوگندهاى شدید بر آن 
افزود، و همه سران شام را بر آن گواه گرفت، و آن را براى نماینده خودعبد 
الله فرستاد و او آن را به حسن(ع)تسلیم كرد.</font></p><p class="allpage" align="justify"><font size="2">دیگر
 مورخان، جمله‏اى را كه معاویه در پایان قرارداد نوشته و با خدا بر وفاى 
بدان، عهد و میثاق بسته، چنین آورده‏اند: «به عهد و میثاق خدایى و به هر 
آنچه خداوند مردم را بر وفاى بدان مجبور ساخته، در ذمه معاویة بن ابى سفیان
 است كه به مواد این قرارداد عمل كند».<sup> <br></sup></font></p><font size="2">و این قرارداد بنا بر صحیحترین روایات، در نیمه جمادى الاولى سال 41 هجرى به امضا رسید.<br><br></font><font size="2">.شیخ صدوق(ره)در كتاب علل الشرایع به سند خود از ابى سعید 
عقیصا روایت كرده كه وقتى به نزد امام حسن(ع)رفت و به آن حضرت عرض كرد: اى 
فرزند رسول خدا چرا با اینكه مى‏دانستى حق با شماست‏با معاویه گمراه و 
ستمگر صلح كردى؟ <br></font><font size="2">امام(ع)در پاسخ فرمود:</font><font size="2">اى ابا سعید آیا من حجت‏خداى تعالى بر خلق او و امام و رهبر آنها پس از پدرم(ع) نیستم!گفتم: چرا! </font><p class="allpage" align="justify"><font size="2">فرمود:
 آیا من نیستم كه رسول خدا(ص)درباره من و برادرم حسین فرمود: «حسن و 
حسین(ع)هر دو امام هستند، چه قیام كنند و چه قعود؟گفتم: چرا! </font></p><p class="allpage" align="justify"><font size="2">فرمود:
 پس من اكنون امام و رهبرم چه قیام كنم و چه نكنم.اى ابا سعید علت مصالحه 
من با معاویه همان علت مصالحه‏اى است كه رسول خدا(ص)با بنى ضمرة و بنى اشجع
 و مردم مكه در بازگشت از حدیبیة كرد، آنان كافر بودند به تنزیل(و ظاهر 
صریح آیات) قرآن، و معاویه و اصحاب او كافرند به تاویل(و باطن آیات)قرآن، 
اى ابا سعید وقتى من از جانب خداى تعالى امام هستم نمى‏توان مرا در كارى كه
 كرده‏ام چه صلح‏و چه جنگ تخطئه كرد، اگر چه سر كارى كه كرده‏ام براى 
دیگران روشن و آشكار نباشد..</font></p>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>حضرت ابوالفضل (ع) در کلام ائمه معصومین(ع)</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/47"/>
        <published>2012-01-15T05:20:52+01:00</published>
        <updated>2012-01-15T05:20:52+01:00</updated>
        <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com/post/47</id>
        <author>
            <name>آرش  عبدی</name>
        </author>
        <summary>گفتار
 معصومان (ع) سرآمد سخن انسانهاست.عبارات زرین شخصیت های بزرگی که از تابش 
دانش الهی بهره برده اند، از هر افراط و تفریطی پیراسته است و حقیقت را 
چنان که باید می نمایاند.
سخنان این قدسیان معصوم پیرامون شخصیت حضرت ابوالفضل(ع) گستره ای وسیع در 
برابر دیدگان انسان می گشاید و آدمی را به بلندای عظمت آن سردار دلاور 
رهنمون می سازد.

حضرت ابوالفضل در نگاه حضرت زهرا(س)
&amp;nbsp;
پیامبر
 اکرم (ص) روز قیامت علی (ع) را طلبیده می فرماید: نزد فاطمه برو وبه او 
بگو تا آنچه برای شفاعت در این روز بز</summary>
        <content type="html" xml:base="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/47"><![CDATA[<span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;">گفتار
 معصومان (ع) سرآمد سخن انسانهاست.عبارات زرین شخصیت های بزرگی که از تابش 
دانش الهی بهره برده اند، از هر افراط و تفریطی پیراسته است و حقیقت را 
چنان که باید می نمایاند.<br>
سخنان این قدسیان معصوم پیرامون شخصیت حضرت ابوالفضل(ع) گستره ای وسیع در 
برابر دیدگان انسان می گشاید و آدمی را به بلندای عظمت آن سردار دلاور 
رهنمون می سازد.<br>
</span></span>
<p class="gb"><span style="color: rgb(128, 0, 0);"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;">حضرت ابوالفضل در نگاه حضرت زهرا(س)</span></span></span><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;"><br>
&nbsp;</span></span></p>
<span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;">پیامبر
 اکرم (ص) روز قیامت علی (ع) را طلبیده می فرماید: نزد فاطمه برو وبه او 
بگو تا آنچه برای شفاعت در این روز بزرگ فراهم ساخته، حاضر کند.<br>
امیرمؤمنان نزد حضرت زهرا (س) آمده، می فرماید: ای فاطمه، برای چنین روزی چه ذخیره ای ، جهت شفاعت، آماده کرده ای؟<br>
آن پاک بانوی والا مقام در جواب علی (ع) می فرماید: <br>
«یا امیرالمومنین کفانا لاجل هذا المقام الیدان المقطوعتان من ابنی العباس»<br>
ای امیر مؤمنان ، دو دست بریده پسرم عباس برای مقام شفاعت من کافی است.<br>
</span></span>
<p class="gb"><span style="color: rgb(128, 0, 0);"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;">صحیفه ای از کلام امام سجاد (ع)</span></span></span><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;"><br>
&nbsp;</span></span></p>
<span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;">روزی نگاه مهرآفرین حضرت سجاد (ع) به عبیدالله ، فرزند حضرت ابوالفضل(ع) افتاد . اشک غم از چشمان مبارک امام (ع) جاری شد و فرمود:<br>
خداوند عمویم عباس بن علی را رحمت کند که به حقیقت که ایثار و جانبازی کرد و
 خود را فدای برادرش ساخت تا این که دستانش قطع شد. خداوند در برابر این 
فداکاری - به سان عمویش جعفر طیار- دو بال به او عنایت کرد تا به یاری آن 
ها همراه ملائکه در بهشت پرواز کند. همانا عباس نزد خداوندتبارک وتعالی 
مقامی دارد که جمیع شهدا، در روز قیامت، بر او غبطه می خورند و رسیدن به آن
 مقام را آرزو می کنند.<br>
امام سجاد (ع) که در صحنه های مختلف، شهامت و جانبازی عمویش را نظاره کرده 
است، در این بخش از سخن خویش رحمت خداوند را برای عمویش آرزو می کند و به 
مقام والای وی در جهان دیگر اشاره میکند؛ مقامی که همه شهیدان آن را آرزو 
می کنند. جایگاه کم نظیر عباس(ع) در آخرت، حضرت را بر آن داشت تا پس از 
حضور مجدد در کربلا، خود دفن پدر عزیزش امام حسین (ع) و عموی فداکارش عباس 
(ع) را بر عهده گیرد.<br>
</span></span>
<p class="gb"><span style="color: rgb(128, 0, 0);"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;">گوهری از کلام امام صادق (ع)</span></span></span><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;"><br>
&nbsp;</span></span></p>
<span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;">امام 
صادق (ع) که عظمت جهان افروز مقامش بسیاری از کورباطنان را وادار به تسلیم 
کرده است ، شخصیت عباس (ع) را از زوایه ای دقیق بررسی کرده، صفات برجسته 
عمویش را به طور گسترده بیان می فرماید:<br>
عموی ما عباس بن علی (ع) چنین صفاتی داشت:<br>
1- بصیرت نافذ<br>
2- بینش عظیم<br>
3- ایمان بسیار و شدید<br>
4- جهاد در محضر امام حسین (ع)<br>
5- جانبازی و ایثار<br>
6- شهادت در راه امام خود.<br>
</span></span>
<p class="gb"><span style="color: rgb(128, 0, 0);"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;">آفتاب کلام حضرت بقیه الله (ع)</span></span></span><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;"><br>
&nbsp;</span></span></p>
<span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;">حضرت بقیه الله الاعظم درتوصیف حضرت ابوالفضل(ع) می فرماید:<br>
سلام بر ابوالفضل عباس ، پور امیرمؤمنان (ع) کسی که جان خود رانثار برادرش 
کرد،دنیا را وسیله آخرت خود قرار داد، فدای برادرش شد، نگهبان بود وسعی کرد
 تا آب را به لب تشنگان برساند، دو دستش در جهاد فی سبیل الله قطع شد.<br>
خداوند قاتلان او یزیدبن رقاد و حکیم بن طفیل طائی را لعنت کند.</span></span>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>روایتی از مصیبت حضرت زینب(س)</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/48"/>
        <published>2012-01-14T04:30:56+01:00</published>
        <updated>2012-01-14T04:30:56+01:00</updated>
        <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com/post/48</id>
        <author>
            <name>آرش  عبدی</name>
        </author>
        <summary>اربعین است. چهل روز است كه گل های خوشبوی محمدی از باغستان   خویش جدا گشته‌اند و باغبان خود را تنها نهاده‌اند.
اولین زائر، صحابه‌ی خاص رسول الله «جابر بن عبدالله انصاری» است كه با 
بدنی خوشبو   و ذكر گویان، بر قبر دردانة پیامبر حاضر گشته و از سوز دل سه 
بار فریاد می‌زند:   «یا حسین! یا حسین!» و بیهوش روی زمین می‌افتد. عطیه، 
دوست جابر، او را به هوش می‌آورد   كه ناگهان جابر صدا می‌زند: «واحبیب 
لایحبیب حبیبه؟؛ آیا دوست، جواب دوست خود را   نمی‌دهد؟» سپس خودش جواب 
خودش را می‌دهد: «چگونه جواب </summary>
        <content type="html" xml:base="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/48"><![CDATA[<p dir="RTL" style="margin: 0in 7.5pt 0pt 0in; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="AR-SA">اربعین است. چهل روز است كه گل های خوشبوی محمدی از باغستان   خویش جدا گشته‌اند و باغبان خود را تنها نهاده‌اند.<br>
اولین زائر، صحابه‌ی خاص رسول الله «جابر بن عبدالله انصاری» است كه با 
بدنی خوشبو   و ذكر گویان، بر قبر دردانة پیامبر حاضر گشته و از سوز دل سه 
بار فریاد می‌زند:   «یا حسین! یا حسین!» و بیهوش روی زمین می‌افتد. عطیه، 
دوست جابر، او را به هوش می‌آورد   كه ناگهان جابر صدا می‌زند: «واحبیب 
لایحبیب حبیبه؟؛ آیا دوست، جواب دوست خود را   نمی‌دهد؟» سپس خودش جواب 
خودش را می‌دهد: «چگونه جواب مرا بدهی، درحالی كه خون از   رگ های گلویت بر
 سینه و شانه‌ات فرو ریخته و بین سر و بدنت جدایی افكنده است!»</span></p>
<p dir="RTL" style="margin: 0in 7.5pt 0pt 0in; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"><span dir="LTR" style="font-size: 10pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;">&nbsp;</span></p>
<p dir="RTL" style="margin: 0in 7.5pt 0pt 0in; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;"><span dir="LTR" style="font-size: 10pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;"><img alt="" src="http://www.ashoora.ir/images/stories/article_pictures/ashoora/zanan/28.jpg">&nbsp;</span></p>
<p dir="RTL" style="margin: 0in 7.5pt 0pt 0in; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="AR-SA"><br>
لحظاتی بعد كاروانی مملو از غم و اندوه از راه می‌رسد. امام سجاد (علیه 
السلام) با   دیدن جابر، با پای برهنه به استقبال او می‌آید و اشك می‌ریزد.
 جابر امام سجاد را   در آغوش می كشد و از فراق امام حسین به شدت می‌گرید.</span></p>
<span style="font-size: 10pt; line-height: 150%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;" lang="AR-SA"><br>
امام سجاد (علیه السلام) رو به جابر می‌گوید: «جابر! جایت خالی تا ما را در وادی   غربت و تنهایی كمك نمایی.»<br>
هاهنا و الله قتلت رجالنا اطفالنا و سبیت نسائنا و حرقت خیامنا ای جابر! به
 خدا   سوگند، در همین مكان مردان ما را شهید نمودند، و نوجوانان ما را سر 
بریدند و زنان   ما را به اسارت بردند و خیمه‌های ما را آتش زدند.»<br>
سپس مزار تك تك شهدا را به جابر نشان می‌دهد: «اینجا قبر علی اكبر است 
واینجا قبر   قاسم است. اینجا قبر پدرم حسین است. آنجا كنار علقمه قبر 
عمویم عباس است.<br>
زینب آرام و بی‌قرار و خسته‌دل، بر مزار برادرش نشست و صدا زد: «برادرم! پس
 از چهل   روز تو را می‌بینم. برادرم در ظهر عاشورا كه آمدم قتلگاه، آن قدر
 بدنت آماج تیر و   خنجر و شمشیرها گشته بود كه نتوانستم تو را بشناسم، اما
 اینك برخیز پس از چهل روز،   اگر مرا بنگری نخواهی شناخت. موهایم سفید 
گشته، كمر خم شده و ...... حتماً مرا   نخواهی سناخت.»<br>
سپس در مقابل جابر روضه خواند كه: «برادرم! تمام مصیبت‌های تو را تحمل كردم
 وتمام   سفارش هایت را عمل نمودم؛ فقط از نیاوردن رقیه‌ات شرمنده هستم كه 
او را درخرابة   شام نهادم. اما حسینم! بشنو كلام خواهر خودت را، باور كن 
اگر اینجا نامحرمی نبود،   بدنم را به تو نشان می‌دادم تا جای تازیانه‌ها 
را مشاهده كنی و بدن كبودم را   ببینی. برادر ... !»</span>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;</div>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>نماهنگ علمدار رشید</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/46"/>
        <published>2012-01-13T05:11:57+01:00</published>
        <updated>2012-01-13T05:11:57+01:00</updated>
        <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com/post/46</id>
        <author>
            <name>آرش  عبدی</name>
        </author>
        <summary>
					
				
		
				


دانلود این ویدیو

</summary>
        <content type="html" xml:base="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/46"><![CDATA[<img src="http://www.aparat.com/public//public/user_data/video_thumb/16/75172_1_b.jpg" id="thumbimg_72679564" style="width: 350px; height: 262.5px; border: 1px solid rgb(170, 170, 170); padding: 1px;">
					
				
		
				


<div><br></div><font class="Apple-style-span" color="#3333ff"><span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"><b><a href="http://www.aparat.comhttp://static1.mihanblog.com//public/public/user_data/flv_video/26/bb91fbada7c1883b1f7c06f72415219175172.flv" target="" title="">دانلود این ویدیو</a><br></b></span></font>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>معراج</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/34"/>
        <published>2012-01-09T04:49:54+01:00</published>
        <updated>2012-01-09T04:49:54+01:00</updated>
        <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com/post/34</id>
        <author>
            <name>آرش  عبدی</name>
        </author>
        <summary>
سکوتی عظیم ،آسمان را در بر گرفته فرشتگان و پرنیان، همگی عروج زهیر را به معراج نور به نظاره نشسته اندو اینک زهیر مسافر دیار نور شده استنام دیگر دیار نور ،کربلاست


</summary>
        <content type="html" xml:base="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/34"><![CDATA[
<font size="3">سکوتی عظیم ،آسمان را در بر گرفته <br><br>فرشتگان و پرنیان، همگی عروج زهیر را به معراج نور به نظاره نشسته اند<br><br>و اینک زهیر مسافر دیار نور شده است<br><br>نام دیگر دیار نور ،کربلاست</font><br>


]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>پادکست</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/36"/>
        <published>2012-01-06T10:04:29+01:00</published>
        <updated>2012-01-06T10:04:29+01:00</updated>
        <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com/post/36</id>
        <author>
            <name>آرش  عبدی</name>
        </author>
        <summary>عمو حسین(ع) جانم نوحه سرایی و سینه زنی به مناسبت شهادت امام حسین(ع) با صدای مهدی مختاری (۳:۱۱)
</summary>
        <content type="html" xml:base="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/36"><![CDATA[<font size="3"><a href="http://snd.tebyan.net/1389/11/1_mokhtari.mp3_82626.mp3" onclick="javascript:_gaq.push(['_trackEvent','outbound-article','http://snd.tebyan.net']);" rel="nofollow" target="_blank"><strong>عمو حسین(ع) جانم</strong></a></font> نوحه سرایی و سینه زنی به مناسبت شهادت امام حسین(ع) با صدای مهدی مختاری (۳:۱۱)<br><br><p style="text-align: center;"><img style="width: 279px; height: 167px;" src="http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2011/12/Stand_by_mekaeel.jpg" alt="دانلود مجموعه مداحی ماه محرم با صدای مداحان برجسته کشور دانلود مجموعه مداحی ماه محرم با صدای مداحان برجسته کشور"></p>
<br>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>تصویر مذهبی ..... سقٌا</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/13"/>
        <published>2012-01-06T08:37:14+01:00</published>
        <updated>2012-01-06T08:37:14+01:00</updated>
        <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com/post/13</id>
        <author>
            <name>آرش  عبدی</name>
        </author>
        <summary>




                  
                  و این سقٌاست که چشمها همه به سوی دستان اوست.سقٌا ،امید لب تشنگان است....عکاس:آرش عبدی



</summary>
        <content type="html" xml:base="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/13"><![CDATA[



<a href="http://uploadimages.malardiha.com/pictures/1e75b7a3d44d0401fb9783491017043b.jpg" title="اینجا کلیک نمائید تا تصویر را در سایز اصلی آن مشاهده نمائید" target="_blank">
                  <img style="width: 454px; height: 340px;" src="http://uploadimages.malardiha.com/pictures/1e75b7a3d44d0401fb9783491017043b.jpg" border="1">
                  </a><br><br><font size="3"><font size="2"><br>و این سقٌاست که چشمها همه به سوی دستان اوست.سقٌا ،امید لب تشنگان است....</font><br><br><span style="color: rgb(255, 255, 102);">عکاس:آرش عبدی</span></font><br>



]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>علت هجرت امام حسین (ع) از مکه</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/44"/>
        <published>2012-01-06T04:46:53+01:00</published>
        <updated>2012-01-06T04:46:53+01:00</updated>
        <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com/post/44</id>
        <author>
            <name>آرش  عبدی</name>
        </author>
        <summary>

&amp;nbsp;
محافظت بر حرم 
امام ترسید بیت اللَّه الحرام- که هر کس بدان وارد شود،
 ایمن می گردد- مورد هتک حرمت واقع شود، زیرا بنی امیه، حرمتی برای آن نمی شناختند
 و یزید به عمرو بن سعید اشدق دستور داده بود با امام به جنگ پردازد و اگر از این
 کار عاجز است، او را ترور کند و اشدق با سربازان زیادی به مکه وارد شد و هنگامی که
 امام، مطلع شد، از آن، خارج گردید (1) و در بیت الحرام پناه نگرفت تا قداست آنرا
 محافظت نماید.
آن حضرت علیه السلام می فرماید: «اگر یک وجب خارج از آن (یعنی مکه) کشته شوم،
 ب</summary>
        <content type="html" xml:base="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/44"><![CDATA[
<p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; "><span lang="AR-SA"><br></span></p>
<p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center; "><b><span lang="AR-SA">&nbsp;</span></b><img alt="" src="http://www.ashoora.ir/images/stories/article_pictures/ashoora/emam-hosein/103.jpg"></p>
<p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; "><b><span lang="AR-SA">محافظت بر حرم </span></b></p>
<p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; "><span lang="AR-SA">امام ترسید بیت اللَّه الحرام- که هر کس بدان وارد شود،
 ایمن می گردد- مورد هتک حرمت واقع شود، زیرا بنی امیه، حرمتی برای آن نمی شناختند
 و یزید به عمرو بن سعید اشدق دستور داده بود با امام به جنگ پردازد و اگر از این
 کار عاجز است، او را ترور کند و اشدق با سربازان زیادی به مکه وارد شد و هنگامی که
 امام، مطلع شد، از آن، خارج گردید (1) و در بیت الحرام پناه نگرفت تا قداست آنرا
 محافظت نماید.<br>
آن حضرت علیه السلام می فرماید: «اگر یک وجب خارج از آن (یعنی مکه) کشته شوم،
 برایم دوست داشتنی تر است».<br>
حضرتش علیه السلام به فرزند زبیر می گوید: «اگر فلان جا کشته شوم، برای من دوست
 داشتنی تر از آن است که حرمت آنجا (یعنی مکه) شکسته شود» (2) ، گذشت ایام روشن
 ساخت که امویان، این بیت عظیم را مقدس نمی شمارند؛ زیرا به هنگام جنگ با پسر زبیر،
 با منجنیق آنرا سنگباران نمودند و در آن آتش افروختند، همان گونه که پیش از آن،
 حرمت مدینه را شکسته بودند...<br>
امام به شدت پرهیز می کرد که مبادا حرمت بیت اللَّه شکسته شود، لذا از آنجا سفر
 کرد تا خونش در آن ریخته نشود.</span></p>
<p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; "><b><span lang="AR-SA">&nbsp;</span></b>


</p>
<p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; "><b><span lang="AR-SA">خطر ترور </span></b></p>
<p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; "><span lang="AR-SA">امام از این نگران بود که مبادا در مکه ترور شود و یا
 اینکه چون طعمه ای آسان به دست امویان بیفتد؛ زیرا یزید مأمورانش را برای ترور آن
 حضرت فرستاده بود.<br>
«عبداللَّه بن عباس» در نامه اش به یزید می نویسد: «و هرچه را فراموش کنم، این را
 فراموش نخواهم کرد که تو حسین بن علی را از حرم رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به
 حرم خدا طرد نمودی و سپس افراد خود را برای ترور وی فرستادی و او را از حرم خدا به
 سوی کوفه روانه نمودی که ترسان و احتیاط کنان از آن خارج شد، در حالی که او خواه
 در گذشته و خواه هم اکنون در سرزمین بطحا عزیزترین فردش بود و در میان اهل حرمین
 بیش از همه اطاعت می شد، اگر در آنجا جای می گرفت و نبرد در آن را جایز می شمرد» (3)
 .</span></p>
<p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; "><b><span lang="AR-SA">&nbsp;</span></b></p>
<p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; "><b><span lang="AR-SA">نامه مسلم </span></b></p>
<p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; "><span lang="AR-SA">از دیگر عواملی که امام را به خروج از مکه فراخواند، نامه
 ی سفیرش «مسلم ابن عقیل» بود که او را برای سفر به عراق تشویق می کرد و در آن آمده
 بود: همه ی اهل کوفه همراه وی هستند و تعداد بیعت کنندگان با وی بیش از هیجده هزار
 نفر می باشد....<br>
اینها بعضی از عواملی هستند که امام را به خروج به سوی عراق، واداشتند و از سست
 ترین اقوال، این قول است که حرکت امام از مکه، به وجود فرزند زبیر در آن مربوط
 است؛ زیرا پسر زبیر، اهمیتی نداشت تا امام به خاطر وی از مکه خارج شود، تنها
 عواملی که به آنها اشاره نمودیم، مطرح بوده اند، چون مکه بعد از آنکه در معرض حمله
 لشکریان اموی قرار گرفت، به صورتی درآمده بود که دیگر برای مرکزیت حرکتهای سیاسی
 مناسب نبود.</span></p>
<p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; "><b><span lang="AR-SA">&nbsp;</span></b></p>
<p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; "><b><span lang="AR-SA">پاورقی :</span></b></p>
<p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; "><span lang="AR-SA">(1) مرآة الزمان، ص 67 از کتابهای کپی شده‏ی کتابخانه‏ی
 امام امیرالمؤمنین علیه‏السلام. <br>
(2) ابن‏عساکر تاریخ 203 /14.<br>
(3) یعقوبی، تاریخ 249 /2.</span></p>
<div style="text-align: justify; ">&nbsp;</div>




]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>حجکم مقبول</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/32"/>
        <published>2012-01-05T09:32:26+01:00</published>
        <updated>2012-01-05T09:32:26+01:00</updated>
        <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com/post/32</id>
        <author>
            <name>آرش  عبدی</name>
        </author>
        <summary>



صحرای کربلا برایت عرفاتی دیگر بود
  
عید قربانت عاشورا بود و ...
  
قربانی هم خودت بودی
  
حجکم مقبول ای طفل شش ماهه








</summary>
        <content type="html" xml:base="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/32"><![CDATA[



<font size="3">صحرای کربلا برایت عرفاتی دیگر بود<br>
  <br>
عید قربانت عاشورا بود و ...<br>
  <br>
قربانی هم خودت بودی<br>
  <br>
حجکم مقبول ای طفل شش ماهه<br><br></font><p style="text-align: center;"><a href="http://www.zarafox.com/wp-content/uploads/2011/12/151456.jpg"><img style="width: 340px; height: 255px;" class="alignnone size-full wp-image-2360" title="حضرت علی اصغر" src="http://www.zarafox.com/wp-content/uploads/2011/12/151456.jpg" alt="حضرت علی اصغر"></a></p>
<p style="text-align: center;"><strong><br></strong></p>
<p style="text-align: center;"><br></p>
<br><font size="3"><br><br></font>





]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/2"/>
        <published>2012-01-03T08:49:34+01:00</published>
        <updated>2012-01-03T08:49:34+01:00</updated>
        <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com/post/2</id>
        <author>
            <name>آرش  عبدی</name>
        </author>
        <summary>










کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود..جمله فوق را بارها و بارها در مجالس مذهبی شنیده اید.اما به واقع معنیآن چیست؟مگر در کربلا چه اتفاقی افتاده که&amp;nbsp; حضرت زینب(س)توانستهماندگار و جاودان سازد؟ حضرت زینب در کربلا تنها یک تماشاچی نبود . چه کسی انتظار داشت پس از واقعه&amp;nbsp; کربلا ، حضرت زینب&amp;nbsp; ادامه دهنده&amp;nbsp; راه امام حسین (ع) باشد؟شاید هر کس دیگری جای او بود ،این همه سختی و این همه داغ بستگان ،او را از پای&amp;nbsp; می انداخت.اما زینب (س) به هدف حسین(ع) اعتقاد داشت.آنقدر ا</summary>
        <content type="html" xml:base="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/2"><![CDATA[










<div style="text-align: right; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"><font size="4"><br></font></div><font style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;" size="4">کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود..<br></font><font style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;" size="4"><br>جمله فوق را بارها و بارها در مجالس مذهبی شنیده اید.اما به واقع معنی<br><br>آن چیست؟مگر در کربلا چه اتفاقی افتاده که&nbsp; حضرت زینب(س)توانسته<br><br>ماندگار و جاودان سازد؟ <br><br>حضرت زینب در کربلا تنها یک تماشاچی نبود . چه کسی انتظار داشت پس <br><br>از واقعه&nbsp; کربلا ، حضرت زینب&nbsp; ادامه دهنده&nbsp; راه امام حسین (ع) <br><br>باشد؟شاید هر کس دیگری جای او بود ،این همه سختی و این همه <br><br>داغ بستگان ،او را از پای&nbsp; می انداخت.اما زینب (س) به هدف حسین(ع) <br><br>اعتقاد داشت.آنقدر اعتقاد داشت که حتی فرزندان خود را هم در این <br><br>راه عرضه کرد. و شهادتشان را در مقابل چشمان خود دید. و نه تنها در <br><br>اعتقادات خود لحظه ای شک کرد،بلکه بعد از شهادت آنها و در خرابه های<br><br>شام با سخنان خود چنان یزید ملعون را مورد خطاب قرار داد که تاریخ <br><br>نتواند کربلا را فراموش کند.</font><font style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;" size="4">امروزه هستند کسانی که می خواهند با <br><br>دروغ پردازی و پیش کشیدن اختلافات قومی،حادثه کربلا را کمرنگ، بی اهمیت و&nbsp; <br><br>نادرست جلوه دهند.اما کار آنها همانند آب در هاونگ کوبیدن است و بس.امید است <br><br>ما نیز بتوانیم&nbsp; با اعمال و با افکارخودمان ،نگهبانان خوبی برای ارزشهای راستین و&nbsp; <br><br>والای دینی خود باشیم<br></font>










]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>پادکست</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/35"/>
        <published>2011-12-31T09:57:45+01:00</published>
        <updated>2011-12-31T09:57:45+01:00</updated>
        <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com/post/35</id>
        <author>
            <name>آرش  عبدی</name>
        </author>
        <summary>

تنها و مظلوم، حسین مراسم سینه زنی با مداحی حاج محمود کریمی«ای بی کفن حسین، دور از وطن حسین، ارباب من حسین، ابا عبدالله» (۴:۳۴)


</summary>
        <content type="html" xml:base="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/35"><![CDATA[

<font size="3"><a href="http://snd.tebyan.net/1390/03/14.Karimi.mp3_87354.mp3" onclick="javascript:_gaq.push(['_trackEvent','outbound-article','http://snd.tebyan.net']);" rel="nofollow" target="_blank"><strong>تنها و مظلوم، حسین</strong></a></font> مراسم سینه زنی با مداحی حاج محمود کریمی«ای بی کفن حسین، دور از وطن حسین، ارباب من حسین، ابا عبدالله» (۴:۳۴)<div style="text-align: center;"><br></div><br><p style="text-align: center;"><img style="width: 279px; height: 167px;" src="http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2011/12/Stand_by_mekaeel.jpg" alt="دانلود مجموعه مداحی ماه محرم با صدای مداحان برجسته کشور دانلود مجموعه مداحی ماه محرم با صدای مداحان برجسته کشور"></p>
<br>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>هجرت برای شهادت...حاج غلامرضا سازگار</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/29"/>
        <published>2011-12-25T08:02:33+01:00</published>
        <updated>2011-12-25T08:02:33+01:00</updated>
        <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com/post/29</id>
        <author>
            <name>آرش  عبدی</name>
        </author>
        <summary>هجرت برای شهادتمدینه! امامت کجا می رود؟سفر کرده سوی خدا می روددلِ شب، غریبانه تنها حسیننهان از همه چشم ها می رودمدینه! چه آرامی و ساکتیامام غریبت کجا می رود؟مدینه! زعباس و ا کبر بپرساگر می رود شب، چرا می رود؟مدینه! تماشا کن این قافلهچه عاشق سوی کربلا می روداگر جان به بزم بلا می بردعلی اصغرش را کجا می برد؟فضا محو تاب و تب زینب استگمانم که وقت نماز شب استهمه هاشمیات، مشغول ذکراست » یا رب « بیابان پر از نغمۀمحمل به سرعت مران !» طرِمّاح «که بانوی این کاروان زینب استهمه کودکان را هم امشب مدامغریبانه </summary>
        <content type="html" xml:base="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/29"><![CDATA[<font size="3">هجرت برای شهادت<br>مدینه! امامت کجا می رود؟<br>سفر کرده سوی خدا می رود<br>دلِ شب، غریبانه تنها حسین<br>نهان از همه چشم ها می رود<br>مدینه! چه آرامی و ساکتی<br>امام غریبت کجا می رود؟<br>مدینه! زعباس و ا کبر بپرس<br>اگر می رود شب، چرا می رود؟<br>مدینه! تماشا کن این قافله<br>چه عاشق سوی کربلا می رود<br>اگر جان به بزم بلا می برد<br>علی اصغرش را کجا می برد؟<br>فضا محو تاب و تب زینب است<br>گمانم که وقت نماز شب است<br>همه هاشمیات، مشغول ذکر<br>است » یا رب « بیابان پر از نغمۀ<br>محمل به سرعت مران !» طرِمّاح «<br>که بانوی این کاروان زینب است<br>همه کودکان را هم امشب مدام<br>غریبانه ذکر خدا بر لب است<br>حسین است چون ماه و اطراف او<br>فروزنده هفتاد و دو کوکب است<br>بیابان! بزن ناله ای دلنشین<br>که دخت علی گشته محمل نشین<br>عجب کاروانی، خدا یارشان<br>اجل آید از ره به د د یارشان<br>متاعِ همه گشته خونِ گلو<br>خداوند عالم خریدارشان<br>شود حجّشان با شهادت شروع<br>اسارت بود آخرِ کارشان<br>گواهی دهم در کنار فرات<br>بوَد آبشان خون رخسارشان<br>چو اینان عزیزان پیغمبرند<br>مبادا کنی ای فلک خوارشان<br>قضا را چه امری مقدر شده؟<br>که سقّا پریشانِ اصغر شده<br>در این کاروان کودکی شیرخوار<br>به دامان مادر کشد انتظار<br>که روزی در آغوش گرم پدر<br>کند تشنه لب، جان خود را نثار<br>بپاشد پدر خون او را به عرش<br>کند هدیه بر ذات پروردگار<br>در آغوش خون خدا پر زند<br>به دامان زهرا بگیرد قرار<br>به بابا بگوید که با دست خویش<br>سپر کن به تیر و به خاکش سپار<br>به سقا بگویید آبش دهد<br>ز خون دو بازو، گلابش دهد<br>به زینب بگویید: با سوز و آه<br>بوَد کعبه ات گودی قتلگاه<br>به اکبر بگویید: بابا کند<br>چگونه به زخم جبینت نگاه؟<br>به زهرا بگویید: از کعب نی<br>شود پیکر دخترانت سیاه<br>به قاسم بگویید: خون سرت<br>خضابِ رُخَت می شود بی گناه<br>به طفلان بگویید: در زیر خاک<br>بیارید از ترس دشمن پناه<br>به "میثم" بگویید اشک روان<br>فرستد به دنبال این کاروان

</font>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>پادکست</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/38"/>
        <published>2011-12-24T10:07:46+01:00</published>
        <updated>2011-12-24T10:07:46+01:00</updated>
        <id>tag:http://marsiehsara.mihanblog.com/post/38</id>
        <author>
            <name>آرش  عبدی</name>
        </author>
        <summary>

امانت برادرم نوحه سرایی و سینه زنی به مناسبت شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) با صدای محمود کریمی (۳:۵۲)

</summary>
        <content type="html" xml:base="http://marsiehsara.mihanblog.com/post/38"><![CDATA[

<font size="3"><a href="http://snd.tebyan.net/1389/11/4_karimi.mp3_82623.mp3" onclick="javascript:_gaq.push(['_trackEvent','outbound-article','http://snd.tebyan.net']);" rel="nofollow" target="_blank"><strong>امانت برادرم</strong></a></font> نوحه سرایی و سینه زنی به مناسبت شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) با صدای محمود کریمی (۳:۵۲)<br><br><p style="text-align: center;"><img style="width: 279px; height: 167px;" src="http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2011/12/Stand_by_mekaeel.jpg" alt="دانلود مجموعه مداحی ماه محرم با صدای مداحان برجسته کشور دانلود مجموعه مداحی ماه محرم با صدای مداحان برجسته کشور"></p><br>

]]></content>
    </entry>
</feed>

