|
مرثیه سرا حاوی مقاله،شعر،نماهنگ،پادکست و پوسترهای مذهبی درباره وبلاگ مطالب اخیر آرشیو وبلاگ نویسندگان با توضیحى كه در این مطلب خواهد آمد و با توجه به آنچه گفته شد، براى امام حسن(ع) راهى جز پذیرفتن صلح و كنارهگیرى از حكومتباقى نماند، و به همین جهت با شرایطى كه در ذیل خواهید خواند، امام حسن(ع)پیشنهاد صلح را پذیرفت، و براى مدتى محدود حكومت را به معاویه واگذار فرمود. با دقت در مواد صلح نامه براى هر خواننده به وضوح مشخص مىشود كه امام(ع)در این قرارداد هیچ گونه امتیازى به معاویه نداد...و حكومت او را به عنوان خلافت و زمامدارى بر مسلمانان به رسمیت نشناخته...، بلكه خلافت را حق مسلم خود دانسته، و بطلان ادعاى معاویه را در این باره به اثبات رسانده... متن قرارداد و مواد صلحنامهمخفى نماند كه روایت كاملى كه شامل تمامى مواد قرارداد و صلحنامه باشد ظاهرا به دست نیامده، و آنچه نقل شده و به طور پراكنده و مختلف در كتابها و روایات آمده، جمعا از پنجیا شش ماده تجاوز نمىكند...و بلكه در پارهاى از روایات مانند روایت طبرى آمده كه معاویه كاغذ سفیدى را مهر و امضا كرد و براى امام(ع)فرستاد و نوشت هر چه مىخواهى در آن بنویس كه مورد قبول من قرار خواهد گرفت ... اما در روایات دیگر به طور پراكنده موادى از قرارداد و صلحنامه ذكر شده كه از آن جمله است: 1.حكومتبه معاویه واگذار مىشود بدین شرط كه به كتاب خدا و سنت پیغمبر (ص)و سیره خلفاى شایسته عمل كند. 2.پس از معاویه حكومت متعلق به حسن(ع) است و اگر براى او حادثهاى پیش آمد، متعلق به حسین (ع)و معاویه حق ندارد كسى را به جانشینى خود انتخاب كند. 3.معاویه باید ناسزا به امیر المؤمنین و لعنتبر او را در نمازها ترك كند و على (ع)را جز به نیكى یاد ننماید. .مردم در هر گوشه از زمینهاى خدا-شام یا عراق یا یمن و یا حجاز-باید در امن و امان باشند و سیاهپوست و سرخپوست از امنیت برخوردار باشند، و معاویه باید لغزشهاى آنان را نادیده بگیرد و هیچ كس را بر خطاهاى گذشتهاش مؤاخذه نكند، و مردم عراق را به كینههاى گذشته نگیرد .اصحاب على(ع) در هر نقطهاى كه هستند در امن و امان باشند، و كسى از شیعیان على (ع)مورد آزار واقع نشوند، و یاران على (ع) بر جان و مال و ناموس و فرزندانشان بیمناك نباشند، و كسى ایشان را تعقیب نكند و صدمهاى بر آنان وارد نسازد و حق هر حقدارى بدو برسد و هر آنچه در دست اصحاب على (ع) است از آنان بازگرفته نشود. به قصد جان حسن بن على و برادرش حسین و هیچ یك از اهل بیت رسول خدا(ص) توطئهاى در نهان و آشكار نشود، و در هیچ یك از سرزمینهاى اسلام، ارعاب و تهدیدى نسبتبه آنان انجام نگیرد. 5.معاویه نه حق دارد خود را امیر المؤمنین بنامد، و نه اینكه شهادتى نزد حسن بن على اقامه كند... به هر صورت از ابن قتیبه نقل شده است كه در پایان قرارداد، عبد الله بن عامر-فرستاده معاویه-قیود و شروط حسن(ع)را به همان صورتى كه آن حضرت بدو گفته بود براى معاویه نوشت و فرستاد، و معاویه همه آنها را به خط خود در ورقهاى نوشت و مهر كرد، و پیمانهاى مؤكد و سوگندهاى شدید بر آن افزود، و همه سران شام را بر آن گواه گرفت، و آن را براى نماینده خودعبد الله فرستاد و او آن را به حسن(ع)تسلیم كرد. دیگر
مورخان، جملهاى را كه معاویه در پایان قرارداد نوشته و با خدا بر وفاى
بدان، عهد و میثاق بسته، چنین آوردهاند: «به عهد و میثاق خدایى و به هر
آنچه خداوند مردم را بر وفاى بدان مجبور ساخته، در ذمه معاویة بن ابى سفیان
است كه به مواد این قرارداد عمل كند». .شیخ صدوق(ره)در كتاب علل الشرایع به سند خود از ابى سعید عقیصا روایت كرده كه وقتى به نزد امام حسن(ع)رفت و به آن حضرت عرض كرد: اى فرزند رسول خدا چرا با اینكه مىدانستى حق با شماستبا معاویه گمراه و ستمگر صلح كردى؟ امام(ع)در پاسخ فرمود:اى ابا سعید آیا من حجتخداى تعالى بر خلق او و امام و رهبر آنها پس از پدرم(ع) نیستم!گفتم: چرا! فرمود: آیا من نیستم كه رسول خدا(ص)درباره من و برادرم حسین فرمود: «حسن و حسین(ع)هر دو امام هستند، چه قیام كنند و چه قعود؟گفتم: چرا! فرمود: پس من اكنون امام و رهبرم چه قیام كنم و چه نكنم.اى ابا سعید علت مصالحه من با معاویه همان علت مصالحهاى است كه رسول خدا(ص)با بنى ضمرة و بنى اشجع و مردم مكه در بازگشت از حدیبیة كرد، آنان كافر بودند به تنزیل(و ظاهر صریح آیات) قرآن، و معاویه و اصحاب او كافرند به تاویل(و باطن آیات)قرآن، اى ابا سعید وقتى من از جانب خداى تعالى امام هستم نمىتوان مرا در كارى كه كردهام چه صلحو چه جنگ تخطئه كرد، اگر چه سر كارى كه كردهام براى دیگران روشن و آشكار نباشد.. نوع مطلب : نوشته و مقاله مذهبی، برچسب ها : علت صلح امام حسن، مرثیه سرا، آمار وبلاگ
امکانات جانبی |
||